1
00:00:11,500 --> 00:00:16,083
خواهش می‌کنم، لازم نیست این کارو بکنی.
من از طرفدارای دوآتیشه کاراتم.

2
00:00:19,583 --> 00:00:21,500
تازه، من نامیرام، واسه همین...

3
00:00:24,125 --> 00:00:26,708
ابدون، از هیولایی که می‌خواد
بکشت‌مون تعریف نکن!

4
00:00:26,791 --> 00:00:28,458
ولی می‌خوام ازم خوشش بیاد!

5
00:00:29,875 --> 00:00:31,375
استر، اوضاع چطوره؟

6
00:00:31,458 --> 00:00:32,333
همه چی ردیفه.

7
00:00:32,416 --> 00:00:34,500
وقتی یه مکعب جادویی رو ببینی
که دیوی رو تبعید می‌کنه

8
00:00:34,583 --> 00:00:37,333
به قلمرو عذاب و بدبختی،
انگار همه‌شون رو دیدی.

9
00:00:38,083 --> 00:00:39,458
ولی یکم وقت بیشتر لازم دارم.

10
00:00:42,375 --> 00:00:43,208
ای وای، نه.

11
00:00:47,916 --> 00:00:50,000
دارین تسویه‌حساب می‌کنین دیگه؟
اقامتتون چطور بود؟

12
00:00:50,083 --> 00:00:51,500
ای، بد نبود. جون سالم به در بردم.

13
00:00:51,583 --> 00:00:53,750
همینم غنیمته! بزن قدش برادرزاده!

14
00:00:55,250 --> 00:00:59,166
پسر، عجب قدی زدیم!
حالا از پایین بزنیم؟

15
00:00:59,250 --> 00:01:01,916
همون یکی کافیه.
ببخشید قربان، کجا دارین تشریف می‌برین؟

16
00:01:02,000 --> 00:01:03,666
کتابخونه. شال‌گردنم یادم رفت.

17
00:01:03,750 --> 00:01:08,250
ما چه جور هتلی می‌شیم اگه بذاریم
مشتری خودش بره دنبال شال‌گردنش؟

18
00:01:08,333 --> 00:01:09,666
- بن؟
- رفتم تو کارش!

19
00:01:12,541 --> 00:01:13,750
آخ!

20
00:01:18,875 --> 00:01:20,083
- آخ.
- استر؟

21
00:01:20,166 --> 00:01:21,541
الانه که حل بشه...

22
00:01:21,625 --> 00:01:23,416
بچه‌ها شما یه شال‌گردن ندیدین؟

23
00:01:23,500 --> 00:01:25,166
- ایناهاش.
- دستت درد نکنه!

24
00:01:30,875 --> 00:01:31,708
حل شد!

25
00:01:37,458 --> 00:01:39,250
واقعاً ازش خوشم اومده بود.

26
00:01:42,666 --> 00:01:44,208
بچه‌ها، بالاخره موفق شدیم!

27
00:01:44,291 --> 00:01:47,208
صد تا مهمان پشت سر هم، بدون هیچ حمله‌ای،

28
00:01:47,291 --> 00:01:51,000
ناپدید شدنی، یا هر حادثه ماوراءالطبیعه
وحشتناک دیگه‌ای!

29
00:01:52,208 --> 00:01:54,166
هورااا!

30
00:01:55,291 --> 00:01:57,291
ایول، بادکنکا کار کی بوده؟

31
00:01:58,625 --> 00:02:00,083
جدی می‌گم، کی بادکنک آورده؟

32
00:02:00,708 --> 00:02:03,375
شارژر گوشیم جا موند... اِ، بادکنک!

33
00:02:05,666 --> 00:02:07,291
- یا خدا!
- هیچ‌کس به بادکنکا دست نزنه!

34
00:02:07,375 --> 00:02:09,708
- دارن میان دنبالم!
- قبل از اینکه فرار کنن بترکونین‌شون!

35
00:02:09,791 --> 00:02:11,416
- آخ!
- یکیشونو ترکوندم!

36
00:02:11,916 --> 00:02:15,916
مترجم: عرفان وهاب‌پور
https://github.com/ErfanVahabpour/

37
00:02:44,750 --> 00:02:46,291
یه خبر فوق‌العاده دارم.

38
00:02:46,375 --> 00:02:49,375
به لطف این سری مهمونای واقعی،
بالاخره وضعیت مالیمون مثبته و رفتیم تو سود!

39
00:02:49,458 --> 00:02:52,416
تاریکی ابدی! بالاخره!

40
00:02:53,208 --> 00:02:54,750
من یه شیطانم دیگه.

41
00:02:54,833 --> 00:02:56,041
می‌دونم.

42
00:02:56,125 --> 00:02:58,166
منظورم اینه بالاخره یکم پول درآوردیم،

43
00:02:58,250 --> 00:02:59,958
ولی باید با عقل و تدبیر خرجش کنیم.

44
00:03:00,041 --> 00:03:03,000
اوه! من یه فکر درجه یک دارم.
قبول دارم شاید یکم...

45
00:03:03,083 --> 00:03:05,041
- نه.
- هنوز ایده‌مو نشنیدی که!

46
00:03:05,125 --> 00:03:08,291
- بازم پای مراسم و قربانی در میونه؟
- همه چی خودش یه جور مراسمه!

47
00:03:08,375 --> 00:03:12,041
مسواک زدن، لباس عوض کردن،
قربانی کردن بز برای هیولای دریا...

48
00:03:12,125 --> 00:03:13,541
اوه، من عاشق دریام.

49
00:03:13,625 --> 00:03:15,500
باید یه سفر تفریحی دسته‌جمعی بریم.

50
00:03:15,583 --> 00:03:18,750
درسته خونواده‌ایم، ولی حس می‌کنم
هنوز مثل همکار به هم اخت نشدیم.

51
00:03:18,833 --> 00:03:19,916
من از قبل تصمیممو گرفتم.

52
00:03:20,000 --> 00:03:23,166
می‌خوایم با این پول
یه کارمند جدید استخدام کنیم.

53
00:03:23,250 --> 00:03:24,375
کارمند جدید؟

54
00:03:24,458 --> 00:03:26,750
همین الانشم کارمون مثل ساعت کار می‌کنه.

55
00:03:26,833 --> 00:03:29,916
ما این‌جا همه‌چی داریم: عقل کل، زور بازو،
روح، مامان، و البته طعمه!

56
00:03:30,000 --> 00:03:32,541
تازه کلی فکت راجع به دایناسورا هم بلدم.

57
00:03:32,625 --> 00:03:34,625
اوه، من همیشه آرزو داشتم رئیس بشم.

58
00:03:34,708 --> 00:03:38,250
داشتن یه کارمند قدم بعدیه تا این هتل
تبدیل به یه کسب‌وکار واقعی بشه،

59
00:03:38,333 --> 00:03:41,000
نه فقط ساختمونی که توش مرده‌ها
زنده‌ها رو زابه‌راه کنن.

60
00:03:41,083 --> 00:03:43,625
فقط مرده‌ها <i>نیستن</i> که.

61
00:03:43,708 --> 00:03:45,375
کلی موش روحی هم داریم.

62
00:03:45,458 --> 00:03:47,833
اگه قراره کارمند استخدام کنیم،
یه بخش منابع انسانی هم لازم داریم.

63
00:03:47,916 --> 00:03:50,500
اوه، می‌دونی کی واسه این کار خوبه؟

64
00:03:50,583 --> 00:03:52,708
- بن، تو می‌شی رئیس منابع انسانی.
- ایول!

65
00:03:52,791 --> 00:03:54,250
اوه، فقط تصورش کن.

66
00:03:54,333 --> 00:03:56,916
«خانم کاترین، راه‌روها تمیز شدن،
پس من دیگه می‌رم.»

67
00:03:57,000 --> 00:03:58,416
«خسته نباشی، کریگ.»

68
00:03:58,500 --> 00:04:00,125
ای جان، کریگ به نظر آدم باحالی میاد.

69
00:04:00,208 --> 00:04:02,041
اون روحه الان خورد به میز!

70
00:04:02,125 --> 00:04:03,583
اِ... نه نخوردم.

71
00:04:03,666 --> 00:04:06,166
چرا، خوردی! خودم دیدمت.

72
00:04:06,250 --> 00:04:07,583
مشکل چیه، استر؟

73
00:04:07,666 --> 00:04:10,666
مشکل اینه که فکر نکنم
این دختره اصلاً روح باشه.

74
00:04:10,750 --> 00:04:11,916
مطمئنی؟

75
00:04:12,000 --> 00:04:14,708
آخه من همش می‌بینمش.
به منم می‌گه «پهلوان».

76
00:04:14,791 --> 00:04:16,291
یه چاقو رفته تو کمرش.

77
00:04:16,375 --> 00:04:20,083
اصلاً مطمئنی چاقوئه؟ بیشتر شبیه نصف چاقوئه
که با چسب چسبوندن به پشتش.

78
00:04:20,166 --> 00:04:22,166
شماها دیوونه‌اید. من روحم!

79
00:04:22,250 --> 00:04:25,625
ناپدریم با چاقو زد بهم، چون می‌خواستم...

80
00:04:27,416 --> 00:04:28,416
لعنتی.

81
00:04:30,166 --> 00:04:31,083
این دیگه مال منه.

82
00:04:31,166 --> 00:04:33,291
یعنی تموم این مدت زنده بوده؟

83
00:04:33,375 --> 00:04:36,333
- باید شروع کنیم همه رو لمس کنیم تا بفهمیم!
- چند ماهه دارم همینو می‌گم.

84
00:04:36,416 --> 00:04:38,625
مرده یا زنده، می‌رم ردشو می‌زنم.

85
00:04:38,708 --> 00:04:40,333
زنده! همیشه زنده!

86
00:04:40,416 --> 00:04:42,750
منم کمکت می‌کنم.
شاید این به یه مسئله منابع انسانی تبدیل بشه.

87
00:04:42,833 --> 00:04:44,625
ببین دلش می‌خواد این‌جا کار کنه یا نه.

88
00:04:45,750 --> 00:04:47,083
«استخدام نیرو.»

89
00:04:47,166 --> 00:04:49,166
خدایا، فقط با نوشتن همین چقدر حالم بهتر شد.

90
00:04:49,250 --> 00:04:51,875
حالا که صحبت از کمکه،
منم چند تا نظر واسه این آگهی دارم.

91
00:04:51,958 --> 00:04:55,333
کارمند ایده‌آل من باید در برابر نفرین ضدضربه باشه،

92
00:04:55,416 --> 00:04:57,416
سابقه جادوگری داشته باشه،

93
00:04:57,500 --> 00:05:01,916
زورش برسه با گرگینه‌ها دست‌وپنجه نرم کنه،
و عقلش بکشه کی نباید دربیفته.

94
00:05:02,000 --> 00:05:04,875
یه آدم پرانرژی با سابقه هتلداری،

95
00:05:04,958 --> 00:05:08,708
پنج سال یا بیشتر،
مدرک مدیریت هتلداری،

96
00:05:08,791 --> 00:05:09,791
دو تا معرف کاری...

97
00:05:09,875 --> 00:05:12,375
نه، اصلاً می‌دونی چیه؟ چهار تا معرف!

98
00:05:12,458 --> 00:05:14,541
اوه، حتماً باید اهل تیکه‌پرونی و شوخی هم باشه.

99
00:05:14,625 --> 00:05:16,333
می‌دونی چقدر عاشق تیکه‌پرونی‌ام.

100
00:05:16,416 --> 00:05:19,041
تو به اندازه کافی آدم دور و برت داری
که باهاشون شوخی کنی. با بن شوخی کن.

101
00:05:19,125 --> 00:05:22,125
بن؟ اون اصلاً نمی‌فهمه چی به چیه!

102
00:05:22,208 --> 00:05:25,541
اوه، باید بتونه ۲۵ کیلو بار بلند کنه.

103
00:05:26,583 --> 00:05:29,083
خب نقشه برای پیدا کردن این زنه چیه؟
اتاق به اتاق بگردیم؟

104
00:05:29,166 --> 00:05:31,166
می‌گم از اتاقایی شروع کنیم که می‌دونیم وجود دارن،

105
00:05:31,250 --> 00:05:33,083
بعد بریم سراغ اونایی که بعضی وقتا ظاهر می‌شن.

106
00:05:33,166 --> 00:05:35,500
بن، بذار یه کاربلد اینو جمعش کنه.

107
00:05:40,250 --> 00:05:42,416
چندش‌آوره، ولی بامزه‌ست.

108
00:05:42,500 --> 00:05:44,333
قبل از اینکه خونش تموم بشه دنبالش کنین!

109
00:05:54,291 --> 00:05:57,291
می‌دونم این تویی، خانم محترم! بیا بیرون.

110
00:05:57,375 --> 00:05:59,375
مجبورم نکن از طعمه استفاده کنم.

111
00:05:59,458 --> 00:06:01,791
منظورش منم، «پهلوان»!

112
00:06:06,291 --> 00:06:07,541
اینو حس می‌کنی؟

113
00:06:07,625 --> 00:06:10,916
چنگال بنشیه، آنی فلجت می‌کنه.

114
00:06:11,000 --> 00:06:14,583
تو اینو حس می‌کنی؟
چاقوییه که از مسواک ذوب‌شده ساختم!

115
00:06:14,666 --> 00:06:16,791
دلت نمیاد به یه بچه کوچیک چاقو بزنی.

116
00:06:16,875 --> 00:06:18,375
اون بچه قبلی هم همینو می‌گفت.

117
00:06:18,458 --> 00:06:20,833
بچه‌ها! من امروز به اندازه کافی خون دیدم.

118
00:06:20,916 --> 00:06:24,041
چطوره بیایم سر چند تا کیک داغ خونگی
با هم حرف بزنیم و حلش کنیم؟

119
00:06:26,166 --> 00:06:28,208
خیلی خب، تو کی هستی و این‌جا چیکار می‌کنی؟

120
00:06:28,291 --> 00:06:30,375
چیز خاصی نیست. من شینام.

121
00:06:30,458 --> 00:06:33,375
یه ساله تو شیروونی زندگی می‌کنم.
بعد پدربزرگم جاشو گرفتم.

122
00:06:33,458 --> 00:06:37,041
اوه، شنیدین بچه‌ها؟
جای پدربزرگش اومده!

123
00:06:37,125 --> 00:06:38,833
خب پس فکر کنم دیگه مشکلی نیست!

124
00:06:38,916 --> 00:06:41,375
داری چه چرند و پرندی می‌گی؟!

125
00:06:41,458 --> 00:06:43,750
آره، بیشتر از اینا باید برامون توضیح بدی، شینا.

126
00:06:43,833 --> 00:06:48,333
راستش رو بخواین، من تا حالا کیک درست نکردم
و دستورش خیلی پیچیده‌ست.

127
00:06:48,416 --> 00:06:51,791
ببینین، پدربزرگم فقط گفت همیشه باید
یکی از نواده‌های خونواده ما این‌جا باشه

128
00:06:51,875 --> 00:06:55,416
تا جلوی یه «شر باستانی» رو بگیره.

129
00:06:55,500 --> 00:06:56,583
می‌دونم چرت به نظر میاد.

130
00:06:56,666 --> 00:06:58,958
ولی وقتی دوست‌پسرم حساب بانکی‌مو به باد داد،
خونه‌مو از دست دادم،

131
00:06:59,041 --> 00:07:00,166
منم گفتم چرا که نه؟

132
00:07:00,250 --> 00:07:02,166
یه لحظه وایسا. کدوم شر باستانی؟

133
00:07:02,250 --> 00:07:05,791
یادم نمیاد. یه زمانی پدربزرگم بهم گفته بود.

134
00:07:05,875 --> 00:07:07,666
یه خدای کیهانی؟

135
00:07:07,750 --> 00:07:10,083
با «پ» شروع می‌شد... پیت؟

136
00:07:10,166 --> 00:07:12,250
<i>پیت</i>، خدای کیهانی؟! یعنی اسمس پیته؟

137
00:07:12,333 --> 00:07:15,625
یعنی تمام این مدتی که هتل رو می‌چرخوندیم
تو این‌جا بودی؟

138
00:07:15,708 --> 00:07:16,708
متأسفانه بله.

139
00:07:17,375 --> 00:07:19,625
برخیز، مورتوث!

140
00:07:19,708 --> 00:07:22,208
فرمانروای ملعونین!

141
00:07:22,291 --> 00:07:24,375
وای خدا، وای خدا، وای خدا، وای خدا!

142
00:07:25,958 --> 00:07:27,416
خیلی خب، لجن‌خورا!

143
00:07:27,500 --> 00:07:30,250
بگین ابدون رو کجا بردین، وگرنه بد می‌بینین.

144
00:07:31,625 --> 00:07:34,000
بن، متقاعدشون کن.

145
00:07:34,083 --> 00:07:36,666
ببخشید!

146
00:07:37,708 --> 00:07:40,166
واسه همینه همیشه موز کم میاریم!

147
00:07:40,250 --> 00:07:43,958
ببخشید، لجن‌خور چیه اصلاً؟
من اون موقع نبودم. بن چیکار کرد؟

148
00:07:44,041 --> 00:07:46,000
آره، منم یادم نمیاد.

149
00:07:46,083 --> 00:07:46,958
قابلی نداشت.

150
00:07:47,041 --> 00:07:50,041
ببین، من شکایت نمی‌کنم،
ولی توام نمی‌تونی این‌جا بمونی.

151
00:07:50,125 --> 00:07:52,833
به درک. با این همه شمع‌های ارواح اون بالا
اصلاً نمی‌شد خوابید.

152
00:07:52,916 --> 00:07:54,333
فعلاً، پهلوان.

153
00:07:55,583 --> 00:07:57,125
ما این‌جا در ورودی داریم‌ها!

154
00:07:57,208 --> 00:07:58,416
درها تله‌ان!

155
00:08:03,000 --> 00:08:05,666
- نگران اون صدائه باشیم؟
- احتمالاً ساختمون داره جا باز می‌کنه.

156
00:08:05,750 --> 00:08:08,875
حالا که صحبت از جا افتادنه،
متقاضی‌های استخدام رسیدن.

157
00:08:11,166 --> 00:08:12,625
آخ، فقط فکرشو بکن...

158
00:08:12,708 --> 00:08:15,166
یه جایی همین دور و برا اون آدم خوش‌شانسی هست

159
00:08:15,250 --> 00:08:18,291
که قراره شیوه کار کردنت رو
برای همیشه عوض کنه.

160
00:08:18,375 --> 00:08:19,916
دقیقاً، مگه نه؟

161
00:08:20,416 --> 00:08:23,750
به نظرت خیلی از این آدما
یکم زیادی ترسناک نیستن؟

162
00:08:27,916 --> 00:08:29,750
این‌جا یه هتل تسخیرشده‌ست، کتی.

163
00:08:29,833 --> 00:08:32,041
معلومه که چند تا کارجوی عجیب غریب
رو به خودش جذب می‌کنه.

164
00:08:32,125 --> 00:08:34,000
حالا بیا ازت یه رئیس بسازیم.

165
00:08:35,125 --> 00:08:36,625
یه سوال داشتم.

166
00:08:36,708 --> 00:08:39,833
چقدر طول می‌کشه تا توی هتل تنها بمونم؟

167
00:08:40,875 --> 00:08:41,875
چطور مگه؟

168
00:08:42,750 --> 00:08:45,166
به زیرزمین دسترسی کامل دارم؟

169
00:08:45,750 --> 00:08:46,583
چرا می‌پرسی؟

170
00:08:46,666 --> 00:08:50,458
سوال دو بخشیه:
یک، همه روزهای تعطیل کار می‌کنین؟

171
00:08:50,541 --> 00:08:51,875
سوال خوبیه. ما...

172
00:08:51,958 --> 00:08:55,000
و دو، به زیرزمین دسترسی کامل دارم؟

173
00:08:56,666 --> 00:08:59,125
خیلی ممنون. باهاتون تماس می‌گیریم...

174
00:08:59,208 --> 00:09:01,083
...از طریق اون پمپ بنزینی که گفتی بلده چطوری پیدات کنه.

175
00:09:01,166 --> 00:09:05,458
می‌دونی چیه؟ شاید رؤیای قانونی و رسمی کردن این‌جا
اصلاً شدنی نباشه.

176
00:09:05,541 --> 00:09:07,666
ما هیچ‌وقت کارمندی که لازم داریم رو پیدا نمی‌کنیم.

177
00:09:09,125 --> 00:09:11,625
سلام. من برای آگهی استخدام اومدم.

178
00:09:11,708 --> 00:09:14,916
شرمنده خانم. همین الان تصمیم گرفتیم
که هیچ‌وقت کارمند پیدا نمی‌کنیم.

179
00:09:15,000 --> 00:09:18,416
نیتن! داره شوخی می‌کنه. اسمتون چیه؟

180
00:09:18,500 --> 00:09:19,916
کاترین، با «سی».

181
00:09:20,000 --> 00:09:21,791
اوه، منم کاترینم، با «ک».

182
00:09:21,875 --> 00:09:25,333
منم نیتنم، با یه بیماری پوستی
که نمی‌ذاره دست بدم.

183
00:09:25,416 --> 00:09:28,208
خب کاترین، سابقه هتلداری داری؟

184
00:09:28,291 --> 00:09:29,500
سه دهه.

185
00:09:29,583 --> 00:09:33,125
این اواخر، سه سال توی هتل ویتزناو
در کوه‌های آلپ سوئیس بودم.

186
00:09:33,208 --> 00:09:36,250
قبل از اون، شش سال توی سنت رجیس قاهره و...

187
00:09:36,333 --> 00:09:37,500
اوه، سلام.

188
00:09:37,583 --> 00:09:39,708
کی جرئت کرده قلعه منو خراب کنه؟

189
00:09:42,708 --> 00:09:45,333
- ابدون حس عجیبی داره...
- ابدون، دستشو ول کن.

190
00:09:46,000 --> 00:09:46,833
چی؟

191
00:09:48,208 --> 00:09:50,500
جسارت نباشه، ولی اصلاً چرا این شغل رو می‌خواین؟

192
00:09:50,583 --> 00:09:54,041
به نظر میاد می‌تونین توی هر هتل پنج‌ستاره‌ای
تو کل دنیا کار کنین.

193
00:09:54,125 --> 00:09:55,500
می‌تونستم، و کار هم کردم.

194
00:09:55,583 --> 00:09:59,875
ولی الان دنبال یه چالشم،
و فکر می‌کنم این هتل پتانسیلش رو داره.

195
00:09:59,958 --> 00:10:01,416
منم همین فکر رو می‌کنم.

196
00:10:01,500 --> 00:10:05,041
- کتی، این هتل این بنده خدا رو درسته قورت می‌ده!
- من نمی‌ذارم همچین اتفاقی بیفته.

197
00:10:05,125 --> 00:10:08,250
شما استخدامی. فامیلیتون چیه،
کاترین با «سی»؟

198
00:10:08,333 --> 00:10:09,250
ویت‌اِیکِی (Withakay).

199
00:10:09,333 --> 00:10:11,000
اوه، فکر کردم با «سی» بود؟

200
00:10:11,083 --> 00:10:13,166
بله، کاترین با «سی»، ویت‌اِیکِی.

201
00:10:13,250 --> 00:10:15,125
- صبر کن. کدومش شد؟
- کدوم چی؟

202
00:10:15,208 --> 00:10:17,750
داره می‌گه فامیلیش ویت‌اِیکِیه (Withakay).

203
00:10:17,833 --> 00:10:19,458
همین الان گفت با «سی»ئه!

204
00:10:19,541 --> 00:10:21,916
درسته، ولی ویت‌اِیکِی با «ک» نوشته می‌شه.

205
00:10:22,000 --> 00:10:23,958
- چی با «ک» نوشته می‌شه؟
- ویت‌اِیکِی!

206
00:10:24,041 --> 00:10:26,416
- چی هست اصلاً؟
- خیلی خب، بعداً رو کاغذ می‌نویسیمش.

207
00:10:28,541 --> 00:10:32,125
ابدون، هنوز پایه ای بریم سمت غار مات‌من تخم‌مرغ پرت کنیم؟

208
00:10:33,000 --> 00:10:33,833
سرم شلوغه.

209
00:10:34,916 --> 00:10:36,541
باشه. تخم‌مرغای بیشتری واسه خودم می‌مونه.

210
00:10:39,083 --> 00:10:40,666
این دیگه جدیده.

211
00:10:41,666 --> 00:10:44,750
- ای بابا.
- استر، این لجن بنفش توئه؟

212
00:10:46,333 --> 00:10:47,625
این تو هم اومده؟

213
00:10:47,708 --> 00:10:49,750
داره از لای هواکش میاد تو.

214
00:10:49,833 --> 00:10:54,125
- نکنه همون شر باستانیه باشه؟
- فقط یه لجنه بن، حلش می‌کنم.

215
00:10:54,208 --> 00:10:56,000
- ببخشید، اون چیه؟
- آتیش جهنم!

216
00:11:00,291 --> 00:11:02,333
دیدی؟ مشکل حل شد.

217
00:11:02,416 --> 00:11:04,416
تشک من هنوز داره می‌سوزه ها!

218
00:11:04,500 --> 00:11:08,291
هتل پر از تشکه بن. من که نمی‌تونم
همه مشکلات زندگیتو حل کنم.

219
00:11:08,375 --> 00:11:10,208
اَه، جدی؟

220
00:11:10,291 --> 00:11:14,083
آره، دارم زنگ می‌زنم به شینا.
شماره‌شو تو مصاحبه خروج گرفتم.

221
00:11:14,166 --> 00:11:18,125
بن، این به نظرت شبیه یه خدای کیهانی
به اسم پیت میاد؟

222
00:11:18,208 --> 00:11:20,500
احتمالاً؟

223
00:11:30,083 --> 00:11:33,166
نه. نه، نه، نه، نه، نه.

224
00:11:33,250 --> 00:11:35,291
من یه شمع معطر جدید توی لابی گذاشتم.

225
00:11:35,375 --> 00:11:37,416
شمع! شمع، شمع، شمع، شمع...

226
00:11:39,333 --> 00:11:40,250
نه.

227
00:11:40,333 --> 00:11:41,250
نه.

228
00:11:41,333 --> 00:11:43,333
قاپیدن نداریم! اَه، گوش کنین ببینین چی می‌گم.

229
00:11:43,416 --> 00:11:47,375
اگه فقط یه نفر، حتی یه بار، حتی یه ثانیه،
حتی اتفاقی اون زن رو بترسونه،

230
00:11:47,458 --> 00:11:49,000
همه تلویزیون‌ها رو از لب دره پرت می‌کنم پایین!

231
00:11:50,750 --> 00:11:54,791
جهت اطلاع، جسیکا تو راه‌روی بغلی کمین کرده
تا کاترین رو بکشه تو هواکش.

232
00:12:00,791 --> 00:12:03,583
چرا همه چی تو این هتل انقدر جذب اون زن می‌شه؟

233
00:12:03,666 --> 00:12:05,166
چون خیلی عادی و معمولیه.

234
00:12:05,250 --> 00:12:09,375
مثل علف گربه می‌مونه واسه موجودات ماورایی.
حتی ابدون هم جلوش وا داده.

235
00:12:09,458 --> 00:12:12,125
کاترین. کاترین. کاترین.

236
00:12:12,208 --> 00:12:13,666
ببین چقدر می‌تونم بپرم بالا!

237
00:12:14,833 --> 00:12:17,708
دیر یا زود، دخلش اومده و احتمالاً تبدیل به روح می‌شه.

238
00:12:17,791 --> 00:12:22,250
عمراً! به عنوان رئیسش، هرکی بخواد بهش دست درازی کنه
باید از روی جنازه من رد بشه.

239
00:12:22,333 --> 00:12:24,750
پس شاید بهتر باشه نذاری اون آینه‌ای رو پاک کنه

240
00:12:24,833 --> 00:12:28,125
که نشون می‌ده چطوری قراره بمیری
و باعث می‌شه سریع‌تر اتفاق بیفته!

241
00:12:36,333 --> 00:12:40,000
آره، واسه همین ما زیاد تو آینه نگاه نمی‌کنیم.
به خاطر خودشیفتگی و اینا.

242
00:12:42,875 --> 00:12:45,916
نباید سعی کنیم به جای قایم کردنش،
از شر این لجن خلاص بشیم؟

243
00:12:46,000 --> 00:12:47,416
می‌خوای چیکار کنم برات؟

244
00:12:47,500 --> 00:12:50,083
تموم آتیش جهنمم رو سوزوندم،
لجنه هم همه تی‌هامون رو شکست.

245
00:13:00,083 --> 00:13:01,166
بن؟

246
00:13:08,333 --> 00:13:10,791
الان چی شد؟ و چرا قوزک پام داره می‌سوزه؟

247
00:13:10,875 --> 00:13:12,875
هیچی! و اسید.

248
00:13:12,958 --> 00:13:16,250
می‌دونی، به عنوان رئیس منابع انسانی،
حس می‌کنم اوضاع داره از دستمون در میره.

249
00:13:16,333 --> 00:13:19,875
و منم حس می‌کنم اگه قراره فضولات ماورایی رو تمیز کنی،

250
00:13:19,958 --> 00:13:21,958
باید شلوار بلند پات کنی!

251
00:13:28,458 --> 00:13:30,416
آره، ما در واقع اصلاً این اتاق رو لازم نداریم.

252
00:13:30,916 --> 00:13:34,916
مترجم: عرفان وهاب‌پور
https://github.com/ErfanVahabpour/

253
00:13:47,166 --> 00:13:50,250
راه‌روها تمیز شدن عزیزم.
دارم می‌رم علف‌های هرز حیاط رو بکنم.

254
00:13:50,333 --> 00:13:52,041
دستت درد نکنه، کاترین.

255
00:13:52,666 --> 00:13:54,375
زیاد نزدیک جنگل نشو ها!

256
00:13:54,458 --> 00:13:57,458
اون بیرون گرگ‌های... عادی وجود دارن.

257
00:13:58,458 --> 00:14:00,708
من بلدم مثل گرگ زوزه بکشم!

258
00:14:00,791 --> 00:14:02,208
شک ندارم بلدی.

259
00:14:03,958 --> 00:14:07,458
ابدون، رو کارمند جدید کراش زدی؟

260
00:14:07,541 --> 00:14:09,500
تنها چیزی که من روش می‌زنم کاسه سره!

261
00:14:09,583 --> 00:14:11,208
پس اون گل چیه دستت، رفیق؟

262
00:14:11,916 --> 00:14:13,083
این واسه...

263
00:14:13,583 --> 00:14:14,625
واسه سَمّه!

264
00:14:14,708 --> 00:14:17,000
بذار راز دوستی و مخ‌زنی رو برات فاش کنم.

265
00:14:17,083 --> 00:14:19,000
علایق مشترک.

266
00:14:19,083 --> 00:14:20,916
یه چیزی پیدا کن که جفتتون دوست داشته باشین.

267
00:14:21,000 --> 00:14:24,208
البته هم‌سن بودن و هم‌گونه بودن هم بی‌تاثیر نیست،

268
00:14:24,291 --> 00:14:26,791
ولی فعلاً، علایق مشترک.

269
00:14:33,125 --> 00:14:34,125
آخخخ!

270
00:14:35,583 --> 00:14:38,416
استر، جا داری تو مغزت یه خبر نگران‌کننده بهت بدم؟

271
00:14:39,750 --> 00:14:42,500
سعی کردم آروم سیخش بزنم،
ولی بدجوری قفله رو کندن زمین.

272
00:14:46,000 --> 00:14:47,375
آره، دارم زنگ می‌زنم به شینا.

273
00:14:47,458 --> 00:14:49,333
نه! من هر کاری اون بتونه رو بلدم.

274
00:14:49,416 --> 00:14:53,083
و اگه مثل یه برادر بزرگتر دوستم داری،
بهش زنگ نمی‌زنی.

275
00:14:56,916 --> 00:14:59,333
باشه، ولی حس می‌کنم دارم بازیچه احساساتت می‌شم.

276
00:14:59,416 --> 00:15:02,291
وقتی از این حرفا می‌زنی دلم می‌گیره.

277
00:15:04,625 --> 00:15:06,666
خیلی... عادیه.

278
00:15:06,750 --> 00:15:09,208
تازه اولشه، رئیس!

279
00:15:10,083 --> 00:15:10,916
ای داد بیداد.

280
00:15:11,000 --> 00:15:12,291
این‌جا چی داریم؟

281
00:15:12,375 --> 00:15:15,250
کاترین! بیا گیلاس‌های نوشیدنی رو
روی هم بچینیم برج بسازیم!

282
00:15:15,333 --> 00:15:17,500
و این جنتلمن محترم کی باشن؟

283
00:15:17,583 --> 00:15:19,083
فکر می‌کنی من جنتلمنم؟

284
00:15:19,166 --> 00:15:21,041
تیپ و لباست یکم کار داره،

285
00:15:21,125 --> 00:15:23,375
ولی ژست و استایلت درست مثل بازیگرای تئاتره.

286
00:15:23,458 --> 00:15:25,458
من دانشگاه تئاتر خوندم!

287
00:15:25,541 --> 00:15:28,625
توی نمایش <i>هملت</i> نقش لائرتس رو بازی کردم.

288
00:15:28,708 --> 00:15:30,625
- اِ؟
- اوه، لائرتس!

289
00:15:30,708 --> 00:15:33,208
«پاک‌دامن‌ترین دوشیزه هم دست‌ودلباز است...»

290
00:15:33,291 --> 00:15:36,375
«...گر نقاب زیبایی‌اش پیش ماه براندازد!»

291
00:15:36,458 --> 00:15:39,375
- آره!
- اجرای جدیدی در پیش داری؟

292
00:15:39,458 --> 00:15:42,625
خب، نه، ولی دلیلی هم نداره که نداشته باشم.

293
00:15:43,125 --> 00:15:45,208
دارم یه گروه تئاتر راه می‌ندازم!

294
00:15:46,291 --> 00:15:48,416
- اون فوق‌العاده بود!
- به سلامتی کاترین‌ها!

295
00:15:51,166 --> 00:15:55,041
- دلم می‌خواد امشب توی یکی از اتاق‌ها بمونم.
- وایستا ببینم، چی؟ جدی؟ جدی نیستی که؟

296
00:15:55,125 --> 00:15:58,541
فکر می‌کنم واجبه تجربه کامل یه مسافر رو درک کنم.

297
00:15:58,625 --> 00:16:00,166
از لحظه پذیرش تا تسویه‌حساب.

298
00:16:00,250 --> 00:16:04,416
آره، منطقیه. باشه، هر کدوم از اتاقای خالی رو دوست داری بردار.

299
00:16:04,500 --> 00:16:09,375
ولی نه بال شرقی طبقه دوم. یا ۴۱۰. یا ۳۰۸، ۳۰۵...

300
00:16:09,458 --> 00:16:12,000
می‌دونی چیه؟ خودم کمکت می‌کنم یه اتاق امن پیدا کنی.

301
00:16:12,083 --> 00:16:14,458
یعنی امن که نه... عادی! خالی!

302
00:16:14,541 --> 00:16:17,083
هی کاترین، از چاقو خوشت میاد؟

303
00:16:17,166 --> 00:16:18,291
خوشش نمیاد.

304
00:16:20,666 --> 00:16:22,416
اینم از این، اتاق خالی.

305
00:16:22,500 --> 00:16:24,125
سه تا اتاق قبلی هم که خالی بودن.

306
00:16:24,208 --> 00:16:26,875
خب، منو که می‌شناسی، یکم وسواسی‌ام.

307
00:16:26,958 --> 00:16:29,541
- شب بخیر، کاترین.
- شب بخیر، خانم کاترین.

308
00:16:54,291 --> 00:16:55,666
کاترین کجاست؟

309
00:16:55,750 --> 00:16:58,541
فقط یه بار دیر کرده، اونم چون داشت ماشینمو می‌شست.

310
00:16:59,791 --> 00:17:00,916
کاترین؟

311
00:17:02,125 --> 00:17:05,125
اگه سردرد داری، مسکن برات آوردم.

312
00:17:05,208 --> 00:17:07,750
و البته یکم نوشیدنی بیشتر.

313
00:17:12,875 --> 00:17:13,708
کاترین؟

314
00:17:17,041 --> 00:17:18,083
کاترین؟

315
00:17:18,166 --> 00:17:22,083
کاترین، طوری نیست. قضیه هرچی که هست،
می‌تونم کمکت... کنم...

316
00:17:22,583 --> 00:17:23,916
وای خدای من، یکیشون این‌جاست!

317
00:17:26,291 --> 00:17:27,250
بن!

318
00:17:28,166 --> 00:17:31,250
استر! چی، چرا، چطور، و چییی؟!؟

319
00:17:31,333 --> 00:17:34,875
سلام مامان. فقط یه مشکل ماورایی کوچیکه.
چیزی نیست که از پسش برنیام.

320
00:17:34,958 --> 00:17:39,041
راستی، کسی می‌دونه چرا از توستر داره لجن بنفش می‌زنه بیرون؟

321
00:17:40,250 --> 00:17:44,041
- الو؟ توستر رو چی می‌گین؟
- ما الان مشکلات بزرگ‌تر و عجیب‌تری داریم!

322
00:17:44,125 --> 00:17:46,375
این همون یاروئه که می‌خواست بره زیرزمین!

323
00:17:46,458 --> 00:17:49,333
همه‌چی مرتبه.
فقط لجن معمولی کنترل ذهن انسانه

324
00:17:49,416 --> 00:17:51,708
که از اعماق زمین زده بالا. چیز عادی‌ایه.

325
00:17:51,791 --> 00:17:54,083
فکر کنیم این همون شریه که شینا می‌گفت.

326
00:17:54,166 --> 00:17:57,916
ما فکر می‌کنیم شینا چرت می‌گه،
و خودمون اوکی‌ش می‌کنیم.

327
00:18:02,916 --> 00:18:04,750
لجنه ابدون رو هم گرفته؟

328
00:18:04,833 --> 00:18:07,333
- علایق مشترک!
- دارم می‌رم نجاتش بدم.

329
00:18:07,416 --> 00:18:08,750
این قضیه یه درسی توش داره.

330
00:18:08,833 --> 00:18:11,666
دقیقاً نمی‌دونم چیه، ولی شک نکنین یه درسی داره.

331
00:18:11,750 --> 00:18:16,041
درسش اینه که این هتل هر چی خوبی و قشنگیه نابود می‌کنه یا شیطانیش می‌کنه!

332
00:18:18,208 --> 00:18:19,375
آره، اینم یه جور درسه.

333
00:18:19,458 --> 00:18:21,875
تقصیر من نبود که! خودش به لجنه دست زد.

334
00:18:21,958 --> 00:18:24,500
بچه‌ها؟ یه اتفاق جدید داره میفته.

335
00:18:24,583 --> 00:18:27,833
- «بهشون بپیوند. منو آزاد کن.»
- «بهشون بپیوند. منو آزاد کن.»

336
00:18:27,916 --> 00:18:30,833
ظاهراً الان من رئیسم، پس خودم جمعش می‌کنم!

337
00:18:30,916 --> 00:18:33,083
این دیگه یعنی چی؟

338
00:18:36,125 --> 00:18:37,125
ای... بابا...

339
00:18:52,125 --> 00:18:53,083
...ول کن!

340
00:18:53,708 --> 00:18:54,958
من چطوری اومدم این بیرون؟

341
00:18:55,041 --> 00:18:59,291
خداروشکر! تو خلسه بودی، نیتن حواس مهمونا رو پرت کرد و من آوردمت بیرون،

342
00:18:59,375 --> 00:19:02,125
ولی اسید نداشتم لجنو بسوزونم، واسه همین به شینا زنگ زدم،

343
00:19:02,208 --> 00:19:04,791
وقتی نزدیکت شد، لجن‌ها خودشون ریختن زمین.

344
00:19:04,875 --> 00:19:06,208
انگار ضد لجنه!

345
00:19:06,291 --> 00:19:08,333
- بهش زنگ زدی؟!
- کمک لازم داشتیم!

346
00:19:08,416 --> 00:19:10,000
کلاً بیهوش بودی.

347
00:19:10,083 --> 00:19:12,250
حداقلش اینه من تو ماشینم زندگی نمی‌کنم.

348
00:19:12,333 --> 00:19:14,375
ببخشیدا، من توی <i>یه دونه</i> ماشین زندگی می‌کنم، نه ماشین خودم!

349
00:19:14,458 --> 00:19:17,541
بچه‌ها! می‌شه لطفاً تمرکز کنین روی لجنی که کل هتلو گرفته؟

350
00:19:17,625 --> 00:19:19,083
فقط هتل نیست.

351
00:19:19,166 --> 00:19:20,875
توی خلسه یه چیزی دیدم.

352
00:19:20,958 --> 00:19:22,791
یه چیز فوق‌العاده گنده و خبیث.

353
00:19:22,875 --> 00:19:25,583
اون از این لجن استفاده می‌کنه تا ذهن آدما رو تسخیر کنه،

354
00:19:25,666 --> 00:19:27,708
و مجبورشون کنه با کندن زمین آزادش کنن.

355
00:19:27,791 --> 00:19:28,916
آره دیگه، همون پیته.

356
00:19:29,000 --> 00:19:31,625
اسم خدای باستانی پیت نیست!

357
00:19:31,708 --> 00:19:33,583
هی! می‌تونی جلوشو بگیری؟

358
00:19:33,666 --> 00:19:36,083
فکر کنم بتونم.
یه چیز دیگه هم توی خلسه‌م دیدم.

359
00:19:36,166 --> 00:19:39,875
یه نماد جادویی که اون خدا رو به بند کشیده بود.
ولی باید نزدیکش بشم.

360
00:19:39,958 --> 00:19:42,458
- این کار فقط از پس شینا برمیاد.
- نمی‌دونم والا.

361
00:19:42,541 --> 00:19:45,208
خوشم نمیاد برگردم به جاهایی که قبلاً بودم.
همین‌جوری آدمو به تله می‌ندازن.

362
00:19:45,291 --> 00:19:47,875
اگه بذاریم دوباره بیای تو شیروونی چی؟

363
00:19:47,958 --> 00:19:50,208
نه. این دفعه یه اتاق می‌خوام.

364
00:19:50,291 --> 00:19:52,541
با حموم اختصاصی. و دستشویی!

365
00:19:52,625 --> 00:19:56,041
- قبوله.
- و منم به عنوان رئیس منابع انسانی تاییدش می‌کنم.

366
00:19:56,125 --> 00:19:58,166
بریم با یه خدا بجنگیم!

367
00:20:02,625 --> 00:20:04,375
شمع!

368
00:20:04,458 --> 00:20:05,750
شماها تا الان کدوم گوری بودین؟

369
00:20:05,833 --> 00:20:08,125
لجن کل هتل رو برداشته!

370
00:20:08,208 --> 00:20:12,625
نمی‌خوام هیجان الکی بدم،
ولی عروسی خانواده کالاهان ۴ ساعت دیگه‌ست!

371
00:20:12,708 --> 00:20:14,583
همه معطل توییم، شینا.

372
00:20:19,083 --> 00:20:21,500
- حله.
- همگی دستتونو بگیرین به این دختر خسته و داغون.

373
00:20:21,583 --> 00:20:23,458
زیاد اهل تماس بدنی نیستم.

374
00:20:23,541 --> 00:20:26,625
پس چه خوب، چون واسه منم که روحم اصلاً امکان‌پذیر نیست!

375
00:20:27,250 --> 00:20:28,916
باید برسیم به سالن ضیافت.

376
00:20:29,000 --> 00:20:30,875
آروم و پیوسته برین بچه‌ها، مسابقه دو نیست که.

377
00:20:32,291 --> 00:20:33,291
فرار کنین!

378
00:20:41,333 --> 00:20:43,708
بچه‌ها، یه چیزی هست که احتمالاً باید ببینینش.

379
00:20:54,500 --> 00:20:57,500
می‌دونین، با وجود همه تفاوت‌هاتون،
شاید اصلاً به خاطر همون تفاوتا،

380
00:20:57,583 --> 00:20:59,041
شماها تیم واقعاً فوق‌العاده‌ای...

381
00:20:59,125 --> 00:21:01,208
آخ! چرا زدی؟

382
00:21:02,166 --> 00:21:04,750
شینا، چرا لجن متوقف نمی‌شه؟

383
00:21:04,833 --> 00:21:07,208
چه می‌دونم! من که متخصص خداشناسی نیستم.

384
00:21:07,291 --> 00:21:08,875
چون خیلی دیر جنبیدیم.

385
00:21:14,875 --> 00:21:15,791
چندش.

386
00:21:15,875 --> 00:21:17,708
چشم! یه چشم خیلی خیلی گنده!

387
00:21:17,791 --> 00:21:19,583
- چیکار کنیم؟
- یه چاقو بدین به من.

388
00:21:21,041 --> 00:21:22,250
اینو پس می‌خوام ها!

389
00:21:22,750 --> 00:21:26,750
مترجم: عرفان وهاب‌پور
https://github.com/ErfanVahabpour/

390
00:21:47,750 --> 00:21:49,875
- الان یه خدا رو کشتیم؟
- خوابیده فقط.

391
00:21:49,958 --> 00:21:54,375
چشمشو دوباره خاک کنین، چند تا تخته چوب بکوبین روش،
تا سه سال دیگه خیالمون راحته.

392
00:21:55,708 --> 00:21:58,666
خب، عروسی کالاهان‌ها هم به زیبایی برگزار شد.

393
00:21:58,750 --> 00:22:00,416
البته توی یه هتل دیگه!

394
00:22:00,500 --> 00:22:02,791
خب، خانم کاترین، برنامه امروز چیه؟

395
00:22:02,875 --> 00:22:04,833
صبر کن ببینم. تو هنوزم می‌خوای این‌جا کار کنی؟

396
00:22:05,583 --> 00:22:07,458
یادت نمیاد چه اتفاقی افتاد؟

397
00:22:07,541 --> 00:22:08,875
معلومه که یادمه.

398
00:22:08,958 --> 00:22:11,750
یه شب آروم و دلپذیر رو توی یه هتل عالی گذروندم.

399
00:22:13,125 --> 00:22:15,250
کاترین ویت‌اِیکِی...

400
00:22:15,333 --> 00:22:16,250
...شما اخراجی.

401
00:22:16,333 --> 00:22:18,416
اخراج؟ متوجه نمی‌شم.

402
00:22:18,500 --> 00:22:20,666
فقط... به درد هم نمی‌خوریم.

403
00:22:20,750 --> 00:22:24,250
ولی همیشه اون خاطره رو داریم که چطور اتفاقی جفتمون یه راه‌رو رو تمیز کردیم

404
00:22:24,333 --> 00:22:26,208
و وسط راه به هم رسیدیم و خندیدیم.

405
00:22:26,291 --> 00:22:28,083
من اصلاً همچین چیزی یادم نمیاد.

406
00:22:28,166 --> 00:22:29,083
خیلی خب.

407
00:22:29,166 --> 00:22:31,083
کاترین! نرو!

408
00:22:31,166 --> 00:22:32,541
ما می‌تونیم این‌جا با هم یه زندگی بسازیم!

409
00:22:32,625 --> 00:22:34,958
رو پشت‌بوم می‌خوابیم و به سگ‌ها سنگ پرت می‌کنیم!

410
00:22:35,041 --> 00:22:38,541
حشرات عجیب می‌خوریم، و من همیشه
می‌ذارم عجیب‌ترین حشره رو تو بخوری!

411
00:22:38,625 --> 00:22:39,458
تو برام...

412
00:22:40,166 --> 00:22:41,000
...خیلی جالبی.

413
00:22:41,875 --> 00:22:43,291
خداحافظ، پسر کوچولو.

414
00:22:44,000 --> 00:22:45,458
ابدون ناراحته.

415
00:22:45,541 --> 00:22:46,458
می‌دونم رفیق.

416
00:22:46,541 --> 00:22:51,250
ولی گاهی وقتا دل شکستن تنها راهیه که بفهمی هنوز...

417
00:22:51,333 --> 00:22:52,541
اوه، یه موش دید!

418
00:22:53,041 --> 00:22:55,208
فکر کنم ما لیاقت یه کارمند شایسته و باسابقه رو نداریم.

419
00:22:55,291 --> 00:22:58,625
یه کارمند بی‌سابقه و رد داده چطوره؟
شینا توی مهار کردن لجن استاده.

420
00:22:58,708 --> 00:23:00,291
تازه، بهش قول یه اتاق هم دادیم.

421
00:23:00,375 --> 00:23:03,708
از کجا معلوم بی‌شایستگی باشه؟ سابقه کارت چیه؟

422
00:23:03,791 --> 00:23:05,875
هوم، این اواخر که هیچی.

423
00:23:05,958 --> 00:23:08,750
یه مدتی فراری بودم، بعدش یه مدتی دنبال یکی می‌دویدم.

424
00:23:08,833 --> 00:23:11,916
یه بارم تو پمپ بنزین کار کردم تا اینکه جفت صاحباش بهم حمله کردن.

425
00:23:12,000 --> 00:23:15,541
- مجبور شدم با اسپری فلفل راهمو باز کنم.
- عجب گذشته نگران‌کننده‌ای!

426
00:23:15,625 --> 00:23:17,666
فقط یه سوال هست که واقعاً مهمه.

427
00:23:17,750 --> 00:23:21,250
نظرت در مورد ارواح، هیولاها، و انواع شرارت‌های ناشناخته‌ای

428
00:23:21,333 --> 00:23:23,166
که حتی خودمونم هنوز کشفشون نکردیم چیه؟

429
00:23:23,250 --> 00:23:25,958
اگه مهمونایی باشن که پول می‌دن، مشکلی نیست.
اگه نه...

430
00:23:26,041 --> 00:23:27,041
- وای خدا.
- عالیه.

431
00:23:27,125 --> 00:23:29,750
- چاقوی ضامن‌دار نشونشون می‌دی؟
- استخدامی!

